"داستان هاب شهر جنگی" ی حبیب احمد زاده یکی از زیباترین و حرفه ای ترین کتاب هایی است که در حوضه  دفاع مقدس خوندم. ٧ داستان کوتاه به همراه جوابیه افسران نیروی دریایی امریکا .داستان پرعقاب محشر بود و تاثیر گذار البته متفاوت!از کتاب های  دیگه ی آقای احمد زاده "شرنج با ماشین قیامت "رو می شه نام برد.نکته ی جالب در مورد ایشان همکاری در نگارش فیلمنامه ها آژانس شیشه ای ، چتری برای کارگردان و دکل است. کتاب داستان های شهر جنگی برای انتشارات سوره  ی مهر است.

...ولی ما تنها سه گلوله در اختیار داریم و وقتی که کار امروز تمام  شد،همگی بدون  هرگونه عذاب وجدان  به راحتی ناهار می خوریم و بعد استراحتی و دوباره به سراغ گلوله های عمل نکرده ی شما خواهیم رفت.تابرای روزهای بعد نیز سه  گلوله اماده کنیم...                      "پرعقاب"

...به او گفتم :میدانم ،ولی به خدا اگر یک بیل داشتم حتما خاکت می کردم. درست مثل  هر کس دیگری که با اوردن عذر بزرگی نخواهد کاری را انجام دهد....                   "نامه ای به خانواده ی سعد"