حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

شاعر بی نام

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم یه من کشک و دو من قارا

سر و دست و تن و پا را ز خاک گور می دانیم

زمال غیر می دانیم سمرقند و بخارا را

و عزرائیل ز ما گیرد تمام روح و اجزا را

چه خوشتر می تواند باشد ز آن کشک و دو من قارا؟

****

با کدوم نظر موافقید؟ واقعا اگر ما یه روزی بخوایم یک چیزی رو نثار کسی که خیلی دوستش داریم کنیم کدوم گزینه رو می تونیم انتخاب کنیم . اصلا مگه هیچ چیزی از خودمون داریم که فدای دوستس بکنیم ؟ نکنه دوباره برگشتیم به دوره ای که دوستی معنایی نداره؟ به دوره ی کشک و قارا؟این رو یکی از دوستان فرستادن ولی متاسفانه ننوشتن از کی.

****


اگر  آن  ترک  شیرازی   بدست   آرد   دل   ما  را      

به  خال   هندویش   بخشم   تمام   دین   و  دنیا  را

نه چون حافظ که می بخشد دو شهر از کشور خود را  

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن وپا را

نه   همچون   شهریارم  من  که   دلبند   نگارم  من

چنان  مجذوب   دلدارم  که  بخشم  روح  و اجزارا

ری  و  تبریز  و  شیراز  و  سمرقند   و  بخارا   کی

بود  در  شأن   آن  یاری   که   دارد   آسمانها   را

اگر  روزی   بیاید او   که  بینم   روی    ماهش  را

برد از  قلب  تار  من    وجودش    جمله  غمها  ر