للحق

و حسین روحی فداه شهید شد از برای انسانیت...از برای مظلومیت...از برای آگاهی...از برای عشق...از برای آب...و حسین نمادی شد به قدمت تاریخ بشریت برای آگهی و ناعدالتی.و برای رسیدن به اینکه انان که می دانند همواره در رنج اند.و بیاید فکر نکنیم که کوفیان همه مادر زادی امام کش بوذدن...و بیاید یک بار دیگر نگاه کنیم که این جهل و نادانی چه بلای سر انسان می اورد و او را تا چه حد می تواند پست و خوار کند...بیایید برای یک بار هم که شده خودمان را امتحان کنیم و ببینیم اگر آن زمان بودیم چه  کردیم؟حسینی بودیم یا یزیدی و یا خدای نکرده این دغل دوستان که می بینی         مگسانند گرد شیرینی....افسرده ام .انقدر افسرده هستم، که نوشته هایم نیز رنگ خودم غمگین بشوند.... و می خواهم شعری بنویسم ولی نمی دانم کدام را بنویسم برای این دلتنگی.از غزه بنویسم که هر روز برایم اس ام اس  می زنند "امروز عاشوراست و غزه کربلا..."ویا بنویسم از عده ای که می خواهند حسین (ع)را مظلوم تر از همیشه خانه نشین کنندو بدهند دست پیرزن ها برای بوسیدن و سر تاقچه گذاشتن.وای که شریعتی چقدر  زیبا می نویسد...و یا بنویسم از حسین اخر که در پس بدی های من و تو سالیان است امام  منتظر مانده...ای وای که نمی دانم از که بنویسم و از چه...ای وای از آن روزی که قلم عاجز می شود...می خواهم تمام کنم این مصیبت نامه را...اما کجاست حسن ختام.افسردگی بد دردی است..


هنوز این عشق پا برجاست عباس
علم بر شانه های ماست عباس
شبیه کربلا شد غزه یعنی
هنوز آن دستها برپاست عباس