شاید از خاصیت های هم این دنیا این باشه که ما هیچ وقت همدیگر رو درک نمی کنیم حتی اون وقت هایی که واقعا دلمون می خواد این کار رو بکنیم....این از خاصیت های این دنیاست که بعضی ها هیچ وقت نمی تونند اون چیز  واقعی رو که هستن و در درونشون می گذره رو نشون بدن...این لابد خیلی خیلی مهمه...خصوصا برای ...بی خیال...جدیدا تو نوشته هام بی خیال زیاد می نویسم...نمی دونم چرا این طوری شدم باز هم سه نقطه...کمک م دارم توی این سه نقطه هایی که دور خودم ساختم گیر می  کنم..به خاطر این خصیصه است که ما ادم ها نمی تونیم اتفاقاتی رو که برای بقیه می افته علت و معلول هاش رو بفهمیم....مخصوصا اینکه حالا دیگه مد شده که همی چی رو با ریاضی حلاجی کنند....وای...وای از اون روزی که ما مجبور بشیم احساسات و  واقعیت های یه زندگی رو با این علوم حل کنیم...زندگی چیزی نیست جز مجموعه ای از قوانینن ریاضی...اگه می فهمیدم کی این فکر رو انداخته توی سر مردمن ودم می کشتمش....................................................اه دیگه خیلی وقته دست و دلم به درست و حسابی نوشتن نمی ره...خوب یه دلایلی هم داره که نمی شه نوشت................و باز هم..............اونقدر نقطه می زارم خدا جون تا تهش تو بیای و جاخالی ها رو پر کنی...