مرگ و زندگی....

ادمیزاد همینه دیگه مرگ و زندگیش مثل دم  بازدم میمونه اینقدر نزدیک و متصل...

محبوبه رو با همون لباس خیارشوری از کنکور برداشتیم و زدیم به دل جاده برا عروسی سعیده دختر دایی عباس....

فرداش دایی ها و خاله ها همه برگشتن تهران و فقط ما موندیم تا یه سری به بقیه فامیل بزنیم...شب شد..زنگ زدن گفتن دایی مظلوم فوت کرده...به همین راحتی....دایی مظلوم ،دایی مامانه.روحانی خوش مشرب و مهربون فامیل که عقد خیلی از بچه های دور و نزدیک رو با نفس حقش می خوند...دایی مظلوم فوت کرد...به همین راحتی...و فردا صبحش دوباره همه ی دایی ها و خاله ها و بچه ها برگشتن امل...به همین راحتی...

زندگی ادمی همینه مرگ و زندگیش مثل دم و بازدم میمونه اینقدر نزدیک و متصل..

/ 3 نظر / 10 بازدید
آسمان

خدا بیامرزتشان

نور

خدا بيامرزتشون…:( تسليت ميگم دوستم

حسنا

روحش با اهل بیت محشور شه ایشالا...