داشتم قسمت 12و 13 مختارنامه رو می دیدم....

جالبه ...واقعا جالبه...

ما همگی ادعا داریم بهترین نوع اسلام و عمل به اسلام رو داریم در حالیکه به طرز دردناکی هر کدوم اون قسمت هایی از دین رو که خودمون دوست داریم برداشتیم و دارین اون طوری که دلمون می خواد باهاش تا می کنیم همگی هم ادعای سیاست در عین دیانت داریم....عبدالله ابن زبیر در یک سکانس واقعا صادق بود...گفت:"من که با سیاست یزید مخالف نیستم  با دیانت او مخالفم مسلمان"!

هر از گاهی هم از سر تواضع و فروتنی ادعا می کنیم که نه بابا ما کجا و بزرگان کجا...اسلام ما کجا و اسلام شهدا کجا ...حالا اگر یک نمونه شهید زنده نشانمان بدهند....

مثلا همین شهید رضایی نژاد ،شهید احمدی روشن....

به هر کدام از ما که نشانشان می دادند هزار جور عیب و ایراد روی سیاست و دیانتشان می گذاشتیم و حالا که شهید شده اند همه ادعای درونی داریم که مطمئنا شیوه ی زندگی و رفتار و عمل این شهید مثل زندگی من بوده...حالام از این نوشته بهم می خورد که باز هم یاد اور خود واقعی ام می شود....

/ 3 نظر / 9 بازدید
؟

می دونید فرق تعریفی که غرب از دیانت داره با تعریفی که دین ما از دیانت داره چیه ؟ غرب زندگی رو مثل یه هیات دولتی می بینه که شما رییس اونی و چند تا وزیر داری که باید اون ها رو manage کنی ; وزیر کار ٰ ‌وزیر عشق ٰ وزیر تفریح ٰ وزیر سیاست ٰ وزیر خانواده ٰ وزیر اخلاق وزیر روابط اجتماعی و ... که یکی از این وزیر ها هم وزیر دین هست نتیجه ی این طرز فکر میشه دین یکشنبه های کلیسا ٰ دینی که بگه ما باید گناه بکنیم و هیچ انسانی بدون گناه نیست و آخرش هم بخشیده میشیم و همه هم می ریم بهشت و مهم ترین مساله توی دنیا رسیدن به دنیاست و برای همین هم اگر ظلمی هم توی این دنیا انجام بدیم و حقی هم ناحق کنیم خیلی اشکالی نداره چون خدا مسیح رو آفریده که جور گناه های همه ی بنده ها رو بکشه و همه بنده ها بهشت برند اما "اسلام واقعی" این رو قبول نکرد و اسم هیات دولت رو دین گذاشتٰ یعنی شما انتخاب می کنید که دولتت داخل دین یا خارج دین باشه ٰ یعنی وزیر عشق اسلامی ٰ وزیر کار اسلامی ٰ وزیر سیاست اسلامی و کلا زندگی اسلامی یا غیر اسلامی من خیلی روی چرایی این منطق فکر کردم آخرش فهمیدم : زیباست... خوشحالم که زود up می کنید

؟

حقه... مثل قیدار حرف میزنید

؟

الگوی خوب یکی از بزرگترین نعمت هاست الهه ی ناز رو که نخوندید ، پس توصیه می کنم این رو بخونید شاید هم تا حالا خوندید "نور الدین پسر ایران" من خودم زندگی نامه رو بیشتر از رمان دوست دارم، چون واقعی تره و ما رو توی دنیای خیال نمی بره این یه قسمت از کتاب هست که در مورد چرایی نوشتن کتاب توضیح میده: «اصلاً فكر نمي كردم گفتن خاطرات در اين زمان اهميت داشته باشد. هنوز حرف خاطرات جنگ و مصاحبه ها مطرح نشده بود. واقعيت اين است من هم مرتب درگير عوارض مجروحيت هايم بودم، اما سال 1373 يك شب خواب ديدم آقاي خامنه اي ورقه هايي در دست دارد كه مي خواند و گريه مي كند. من هم در آن اتاق بودم. كسي گفت اين ها خاطرات يك جانباز 70 درصد است كه 80 ماه در جبهه ها بوده و باز مي گويد كه در مورد جنگ كاري نكرده ام ... اين خواب فكرم را مشغول كرده بود. احساس مي كردم وظيفه ام در قبال آن چه در روزهاي جنگ بر سر اين مردم آمد، با گفتن اين خاطره ها به سرانجام مي رسد. بنابراين خاطرات هشت سال زندگي در متن جنگ را بازگفتم تا ياد آن لحظه هاي بي نظير براي هميشه زنده بماند.» (ص 632)