الکوفی و

اول محرم بود..قم رفتیم هیئت محبین ...حاج اقای پناهیان سخنران بود...مثل همیشه محشر..موضوع سخنرانیش صبر انقلابی...تهش یکی از بهترین روضه ها ی عمرم رو شنیدم...داغ مسلم رو گفت...داغ مسلم رو گفت که نامه نوشت حسین جانم بیا ....صادق اند این بار کوفیان...و بعد...می گویند لحظه های اخر گریه می کرد..گریه می کرد ...می گفت وای   وای  وای بر من که نامه دادم حسین جانم بیا اینها صادق اند....نکنه بلای مسلم سر ما بیاد....

هی نامه بنویسیم که مهدی جانم بیا  بیا بیا اینها صادق اند .   بعد....

و باز هم قم خواهم رفت در جوار بانوی نور..هفت سال برای ادم شدن بس نیست؟

/ 7 نظر / 9 بازدید
تلنگر

سلام علیکم عزاداریها قبول خبری ازتون نیست؟ چرا مطالب وبتون بروز نمیشه؟ نکنه نقل مکان کردید یه دانشکده دیگه؟

معرفت را میشود در انی هم به دست اورد مهم این است که انسان مغرور نشود وناسپاسی نکند

نور

سلام مریم جون چه شبی بود اون شبا!!!!! 7سال برا ادم شدن؟؟ حدا کنه که ادم شیم من که فک می کنم روز به روز دارم بدتر میشم....

عقل کل

سلام ناخودآگاه به یاد این پیامک افتادم حسین(ع) را منتظرانش کشتند!

بیدمجنون

انشالله که زیر سایه ی حق به خود واقعی حضرت دوست پی ببرید یا قم یا تهران یا هر جای دیگه... با شناختی که از شما دارم میدونم که می رسید یا علی...