زندگی...

چه خبره؟دقیقا خودم هم نمی دونم ...این دور تند قرار نیست تموم بشه انگار!!!!

تو این دوهفته نزدیک به 12تا سوسک تو  خوابگاه کشتم ...

و درحالیکه بین جیغ دختر ها دنبال سوسک می دویدم  قاتل نامیده می شدم!!!!

با دو تا لیوان برنج که 3تا ""لایلف قریش""" روش خونده شده یه مهمونی خوابگاهی دادم

 یه مریض تریاکی معاینه کردم...

دو بار اسباب کشی کردم...

به عروسی بهترین دوست دوران دبیرستانم رفتم...

با قبول شدن علی تو رشته پزشکی مشهد به 3سال پیش خودم برگشتم

به همه ی این روزها فکر کردم به این که چقدر زود داره میگذره  به اینکه در مجاورت حضرت معصومه تمام تمام این سالها چقدر بهم خوش گذشته و چقدر یاد گرفته ام....

به دو تا کار خوب که شروعش کردم و خدای خوبی که می خواد کمکم کنه....

 

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
حسنا

کاش تند تر بشه ریه تموم شه یه هفته استراحت کنیم!!! هعی...