ماجرای روز اول

اس ام اس میزنم به فائزه و میگم دارم میام ببینمت  کجایی؟

نکویی،لانگم،خوبی؟نگران شدم!

پیاده روی ۳۴دقیقه ای تا نکویی و زیارت شهیدای زین الدین کلی حالم رو خوب میکنه و خونی به مغزم پمپاژ که دلیل این دلهره ناگهانی چی می تونه باشه؟دلهره ای که حسنا بیشترین سهم رو در گیر دادن های حاصله از اون داره!!

فاز منطقی اکثرا فعال ذهنم اساسا کار نمی کنه و دلیلی پیدا نمی کنم 

گلفروش با پسرک تمام تلاششون رو میکنند تا یه شاخه رز من و در نهایت زیبایی تزئین کنند و موفق نمیشوند و من که با جمله «عجله ندارم» به پدر میفهمونم که غمش نباشه از بازوبسته کردن بار پنجم کنف!نتیجه کار هرچند اصلا رضایت بخش نیست ولی به بدست اوردن دل پسربچه سندرم کاملا می ارزید....

 

 

بخش اعصاب و بیمارایی که عموما لت و پار هستند و فائزه و یه عالمه حرف و نگرانی توی چشای این فرمانده اسبق مهربون که تهش هم باور نمیکنه من صرفا به دلیل دلتنگی انجا رفته باشم!و کل حرفمون درباره مریض و استاد و دکتر و دوا و تخت باشه!!

ناهار و نماز و تهش هم پیاده روی مجدد تا دانشکده ......شب حرفای استاد شجاعی باز هم تکونم میده و می خواد بهم بفهمونه که اگه غم و غصه الکی داری داداش من مریضی!

شادی تا ته دل بعد از کلاس و بهتربن دوستای دنیا از زهراها گرفته تا فاطمه ها و سمیه و فربیا و رقیه و این دو تفنگ دار همیشگی و بستنی لیسی که سالها نخورده بودم چون نمیشه تو خیابون خورد بازم مثل همیشه بهم نشون داد تو چقدر حواست بهم هست...به قول زهرا مرسی ازاینکه هستی خداجون همین.....

این بود یک سه شنبه فراموش نشدنی برای یه شروع تازه...

/ 4 نظر / 11 بازدید
نور

واقعا حرفاي استاد عجيب ادم رو وادار ب فكر مي كنه!! هرسري چيزايي رو ميگه ك كلي باهاش درگيريم… دوستم نميشه دلتنگ مام شي كلي راه ب خاطرمون پياده بياي؟!!!

حسنا

خدا بگم چیکار کنه کسی رو که روحیه ی بقیه رو لت و پار میکنه!!! ای خدا اگه مردم میفهمیدن تو اوج ناراحتی هم میشه خندید چقدر خوب میشد! داشتم به نور میگفتم انقدر سوسولیم که حالیمون نیس وگرنه مردم کوهی از غم و غصه دارن صداشون در نمیاد و آدم نمیفهمه اونوقت تو یه ریزه ته دلت کسل شدی روزی سه بار من بیچاره رو روانی میکنی!!! تازه نبودی قیافه ی نور و ببینی همچین اونم اومد پیش خانوم ندیمی گفت مشکل روحی دارم که میخواستم درجا پاشم جفتتونو خفه کنم! بابا جان فکر منم باشین دیگه من سر درس انگل میشینم تا یه هفته دستگاه گوارشم قفل میکنه حالا فکن یکسره شما دوتا عتیقه رو باید با این لوس بازیاتون تحمل کنم! والا خدا به من روحیه ی خوبی داده تا حالا روانی نشدم!!![قهر]

نور

بچه ها اينجا مكانه عموميه !!! دعوا رو بزارين برا خونه ي ما[نیشخند] بابا حسنا جان من كه معذرت خاهي كردم كلمه رو عوض كردم!! واقعا ما چي ميكشيم از دست حسنا!! خدا صبرمون بده

حسنا

مگه من دستم به تو نرسه تیکه بزرگت گوشته چند وقته کتک منو نوش جان نکردی حالت بده کسل شدی باشه طلبت!!! دفعه ی دیگه هم حالتون بد شد ولتون میکنم میرم واسه خودم گلنار میخونم تنهایی![مغرور]