این روزهای عجیب!!!!

حتی باورش برای خودم هم سخت است که این روزهای عجیب و قشنگ چقدر سریع می ایند و چه برق اسا می روند!!!!!

وای خدا!!!!

زندگی افتاده رو دور تند!!!

دوست دارم برای خودم چند خطی بنویسم از این چند هفته فارغ از اینکه چه ربطی به هم دارند!!!

کورس کلیه و استادهای خوب و درس خواندن

قیافه متعجب خانم ندیمی از اینکه تا بحال ورژن درس خوان من رو ندیده...و با تعجب نگاه می کند!!!

از بیمارستان و اعتماد بیمار ها به دانشجویی که خوب بلد است فقط ادای متخصص ها را در بیاورد...

از روز مادر و تولد ناصر و کنکور علی و دغدغه هاریسون خوندن بابا و دست بند دخترونه محبوبه

از زینب الهه ی عزیز که معجزه ی خدااست در لحظه های دانشکده

از مسافرت یک روزه دخترانه با بچه های جهادی به کاشان و گلاب گیری  و حمام فین و شاه فین!!!

از سه تفنگدار که مثل همیشه دعوا میکنند،می خندند، درس می خوندندو زندگی می کنند..

از پیاده روی یک ساعت و چهل دقیقه از دانشکده تا خوابگاه و و دو رکعت نماز در امام زاده احمد ابن قاسم و خریدن نان قندی و  حمله خروس لاری که ناجوانمردانه از پشت حمله کرد و یه کبودی 25تومنی پشت زانو!!!!!

از حاج اقا مزروعی عزیز که دوشنبه شب ها به خوابگاه می اید و سه شنبه ها به دانشکده

از کورس گوارش که باز هم لحظه لحظه اش خدا از زبان دکتر سرکشیکیان و دکتر قدیر و دکتر پزشکی با ادم حرف میزند...

از رشته ای که احتمالا یکی از زیباترین رشته های دنیااست

از یه صحبت دو تایی با زهرا فهم فام عزیز درباره رد پاهای خدا..

از اینکه چقدر دلم تنگ یه عزاداری خوبه،

یه هیئت با دلتنگی های همیشگی.....

از اینکه ما رو کربلا ندیده از این دنیا نبر،،،،

از اینکه چقدر قشنگ هوای همه مون رو داری...

وای خداجون...چقدر این لحظه ها خوبه...چقدر زیبا است...ممنونتم خدا جون بابت همه چیز....بابت همه چیز....

/ 3 نظر / 39 بازدید
نور

بدجوري رو دور تنده!!! اين تند بودنشو دوس ندارم همش انگار بايد عجله كنم جا نمونم خيلي كارايي ك دوس دارم رو خيلي كمتر ميتونم انجام بدم!!! عاشق اين ورژن درس خونمونم اين بخش از رشتمون واقعا قشنگ و جذابه خداجون شكرت …

هم جهادی

چقد انگیزه بخش...... کلی روحیه گرفتیم خانوم دکتر

حسنا

تعجب میکنم که این پستتو ندیدم! خلاصه که مریم خانم مهم نیس دور تند باشه یا کند مهم اینه که بشه لذت برد از سختی ها و خوشی ها خصوصا اگه خدا آدمای خوبی رو سر راه آدم گذاشته باشه! نمیدونم چند هزار بار تو دلم یا بلند همه جه گفتم اما حضور دو تا دوست خوب هم فکر میتونه خیلی مسایل رو واسه آدم حل کنه! ایشالا که خدا هم فکر واقعی تو هم زودتر برسونه تا مسیر زندگیتو راحت تر در کنارش طی کنی!و کلی هم زینب خانوم خوشگل تحویل جامعه بدی![مغرور][مغرور]