ایزد رحمت نمود پس از نمودن قدرت..

 3شب بود خونه دایی حسام اینا مراسم فاطمیه داشتیم امشب شب اخر بود...مراسم که تموم شد و فقط خودیا موندن برای مهمونی و شام یک ان حال زن دایی نرگس بد شد..

یه ور صورتش وا رفت...سمت چپ بدنش کاملا لمس شد...

زن دایی مریم من و صدا زد و من دویدم مردونه...مردا رفته بودن مسجد برای نماز پابرهنه دویدم تو خیابون، هادی رو دیدم به هادی می گم که سریع بابام رو از مسجد صدا کنه و بگه نمار رو بشکن که زن دایی حالش بده....هادی رنگش شده مثل گچ به حامد میگه و حامد میره مسجد بابا به دو می یاد...من و بابا زن دایی رو از روی مبل می زاریم پایین ....بابا فشارش رو می گیره ومعاینه می کنه طرف چپ رو کلا نداره....تشخیص اولیه سکته مغزی ...

بابا به مامان میگه زنگ بزنن اورژآنس..هدی زنگ می زنه و اورژانس خداییش سریع می یاد پسرها انگار مردن اخر سر الهام میره تو مسجد طرف مردا و  بالاخره دایی حسام و دایی عباس از مسجد امدن بیرون رنگ دایی پریده ....بابا و مسئول اورژآنس و من          زن دایی رو می گذاریم رو ی برانکارد

بابا و خاله فاطمه با امبولانس میرن و مهدی و دایی حسام و دایی عباس با ماشین حامد...

همه ساکت نشسته ایم از انجا که تعدد سادات حدیث کساء می خونند.  و امن یجیب 30  دقیقه بعد بابا رنگ می رنه و میگه TIAبود...حال زن دایی خوبه و 24 ساعت باید تحت مراقبت باشه  به قول علی """""""""""ایزد رحمت نمود پس از نمودن قدرت..."""""""""" خاله فاطمه پیش زن دایی می مونه وما برمی گردیم .....همه می گن حضرت زهرا(ص) زن دایی رو برامون نگه داشت...اهسته"""""" و اذامرضت فهو یشفین"""""" می خوانم ....

/ 4 نظر / 13 بازدید
حسنا

خدا تمام مریض ها رو شفا بده!

زهرا شفیعی!!!!!!

سلااااااااااااااااااااااام مریم! پیدات کردم!!![نیشخند] زن دایی جون چطورن؟؟؟ بهتر شدن؟؟؟ بابا دکتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتر[دست] اصن تو نبودی نمی دونم چ میشد !!! اون که از حامد!!! اونم از آمبولانس

محمد رئوفی

سلام یک خبر خیلی خوب انگار اعتراض بر و بچه های پیگیر مباحث حاج آقا پناهیان به حاج آقا جواب داده. و بالاخره سایت استاد پناهیان داره راه می افته! برای خبر کردن رفقا و معرفی سایت دفتر نشر آثار و اندیشه های استاد پناهیان می توانید یکی از کدهایی که در پست زیر هست را در وبلاگ خود قرار دهید http://yaali.blog.ir/post/604