...

گاهی غمگین دوستی از کودکی می شوم که پاک بود و مهربان..بوی خدا می داد با همه ی همه ی غم هایش

جدیدا ها نمی فهممش ...اصلا اصلا بو یاس بوی نامیدی بو ی پیری...

استادی داشتم که می گفت فرق پیر و جوان در امید است نه هیچ چیز دیگر جوان می داند که انرژی دارد برای ایجاد تغییر و پیر نه...و استادی داشتم که دراستانه 80 سالگی جوان جوان بود از امید...

امید امید امید احتمالا یکی از مهم ترین نعمت های خدا است...

و دوست دارم برم حرم حضرت معصومه (س) که دلم براش یه ذره شده .و برای دوستم و خودم و همه دعا کنم و بگم سلام خانم!سلام! چقدر دلم تنگ براش شده....

/ 4 نظر / 6 بازدید
حسنا

منم خیلی دلتنگ حرمم... ازین دوستا هم این روزا زیاد دارم!

سیدحسینی

سلام. سال نو مبارک انشاالله که سال خوش توام با عزت وسربلندی داشته باشید. وبلاگ خوبی دارید وبخاطر خاطرات جهادی تقریبا هشت پست اول وبلاگتون رو خوندم،انشااله که دوباره توفیق رفتن به اردوی جهادی که حقیقتا اردوی خودسازی است رو پیدا کنید.البته چیزی که مرا به وبلاگ شما کشاند دو کلمه ساده بود"حضرت ماه" به هوشیاری مولای خویش می نازیم/ برای سیدعلی تا همیشه سربازیم / حماسه های سیاسی واقتصادی را / به امر نافذ او عاشقانه میسازیم... "درپناه خدا"

نور

منم حرم مي خوام … شنبه بعد اينكه رفتيم قم حتما بريم حرم… خوشحالم كه ازين دوستان نصيبم نشده!! جاش دوتا دوست ماه دارم كه با دنيا عوضشون نمي كنم!

نور

به قول مامانم ايشالا تا اخر هميشه اينجوري بمونيم باهم!! عاشق خودمونم