ما چقدر توی اطرافمون تاثیر می گذاریم؟؟؟چقدر روی اطرافیانمون تاثیر می گذااریم؟؟؟؟

بودن تو جمع بچه های خوب و صمیمی نهاد و بسیج و کار کردن کنارشون و دیدن زحمتهای اون ها خیلی وقتها من و به این فکر می بره که ایا این کارا فایده ای هم داره؟؟؟؟خیلی دیر نیست  برای انتقال یک دیدگاه یا یک فرهنگ و یا هر چیز دیگه به یک ادم حداقل 18 ساله؟؟؟

خیلی بهش فکر می کنم ...

ولقعیتی که تا حالا دیدم اینه که  تاثیر داره...تاثیر داره  البت نه  به اون اندازه که بچه ها دارن جون می کنن...راه حل در عین سادگی سخت هم هست...یادش بخیر اول کتاب ها..

"او امیدش به ما دبستانی ها بود و ما حالا بزرگ شدیم"

کار همونه هر کدوم از ما که می خوایم کار فرهنگی کنیم با بریم ابتدایی ..

باید از کوچک تر ها شروع کرد...کار رو بیاید اسون کنیم....از اقوام و عشیره اقربین خودتون شروع کنید....

خود من یه چمدون کوچولو کتاب و جایزه های خیلی کوچک  ولی بچه پسند تو خونه دارم جغله های فامیل که میان در ازای خوندن یک کتاب و یا حفظ کردن قران یه جایزه پیش من دارن...

باور کنید با 5 هزار تومن پول شروع کردم به خریدن این کتاب ها و جایزه ها و کمکم خدا می رسونه!!!

بیاین از اطراف خودمون شروع کنیم همه شما بچه کوچک تو فامیلتون دارید نه؟؟

اهان راستی نکته اصلی یادم رفت....

برای یچه های ورودی 91می خوایم که یه بسته برای جشن ورودی براشون ردیف کنیم ...پیشنهاد شما چیه؟

چیا توش بزاریم؟

خودم نظرم کتاب و تقویم

بسته ای که به خود ما دادن یک مهر وتسبیح بود  و و پلاک و یک کتابچه کوچک در مورد شهدا...

/ 7 نظر / 10 بازدید
؟

مهم نیست که چی بهشون قراره هدیه بدید مهم اینه که با قلبشون بفهمند که توی قلبتون چی میگذره و این هدیه رو برای چی ازتون میگیرند مثل بارون باش همیشه و بی منت ببار حتی اگه برای کویر بباری فارق از این که توی دشت شاخه گلی رو سیراب کنی یا گلستانی رو بی نیاز از تشکر گل و دشت و کویر ، برای خدا ببار...

؟

1. آفرین می خواستم بدونید که یکی از پر تیراژ ترین رمان های چند سال اخیر چی بوده ولی اشتباه نکنید الهه ناز رو نگفتم بخونید که از داستانش لذت ببرید و واسه همین هم گفتم که می خوام نظرتون رو بعد از خوندنش بدونم گفتم قلم نویسنده رو ببینید و این که چه جوری به ذهن شاکله میده و خواننده رو جذب میکنه و این رو در مقابل قیدار گفتم که خیلی سریع و سطحی از فضا و احساس ادم ها میگذره و این باعث میشه که خیلی جا ها از کتاب خسته بشی و کتاب رو تحمل کنی وگرنه همون اول هم بهتون گفته بودم که الهه ناز با اندیشه های ما تضاد داره

؟

2. لازمه که بگم الهه ناز یکی از معروف ترین رمان های چند سال اخیر بین عوام شناخته شده و من و شما و امیرخانی و بقیه ی اون هایی که دستی به قلم دارند اگه چرایی اش رو نفهمیم نمی تونیم توی این کشور فکر سازی کنیم که اگه بکنیم هم برای خودمون کردیم نه برای مردم . این سوال همیشه برای من بوده که چرا ما این همه فرهنگ غنی نمی تونیم جاذبه ی عوام پسندی رو برای مردم درست کنیم که مثلا دست هر بچه دبیرستانی یه کتابی از اندیشه های درست باشه که حتی اگه برای خوندن اون اندیشه و طرز فکر درست هم اون کتاب رو دستش نگرفته ولی جاذبه ی نوشتاری اون کتاب بتونه اون جوون رو دنبال خودش بکشه چرا فقط یه یهودی می تونه مثلا سریالی مثل "دکتر هاوس" رو بسازه و تمام بی دینی و بی فرهنگی و عقاید اومانیستی و فرویدیسم خودش رو به چند صد میلیون آدم توی تمام دنیا تزریق کنه جوری که یه نفر هم از اون چند صد میلیون نفهمه که داره با ناخودآگاهش بازی میشه و ما در مقابلش چی ساختیم؟ "اخلاقتو خوب کن" "اسب حیوان نجیبیست" و ... بهتره بگم که ما در مقابلش این کارا رو نکردیم و در راستاش این رو ساختیم

؟

البته هنوز هم می گم قلم اولیایی محشره و این رو وقتی بهتر می شه فهمید که مثلا قیدار رو میدادیم اولیایی می نوشت بحث نورالدین و من او و ... هم جدای از این حرف هاست ، اینا مال ما بچه مذهبی هاست نه برای اون بچه دبیرستانیه که هنوز نمیدونه که زن عموش بهش محرمه یا نه و ما به جای این که بیایم طرز فکر درست رو بهش ارائه بدیم کجا می بریمش؟ دکتر هاوس ، گیتی ، سوپر من ، اخلاقتو خوب کن ، اسب حیوان نجیبی است یه بزرگی می گفت اگه افلاطون و ارسطو امروز زنده بودند کتاب فلسفه نمی نوشتند ، میومدند یه فیلمی مثل lost درست می کردند همه این حرف ها رو زدم که بگم بعد از این که همه ی این هایی که گفتیم و گفتید رو خوندید به این هم فکر کنید که چه طور میشه توی این آشفته بازار حرف درستی رو که توی سر دارید بزنید جوری که تمام عالم درست بودنش رو " طوعاً و کرهاً " باور کنه.

؟

تضاد رو توی کامنت قیدار نوشته بودم و این جوری که فرمودید مطمئن شدم که نه کامنت ها رو کامل خوندید و نه کتاب رو ، البته چیزی رو که می خواستم بهش برسید رو فهمیدید. [لبخند]

؟

راستش این موضوعی که خدمتتون عرض کردم موضوعی هست که خیلی وقته که ذهن بنده رو مشغول کرده که چرا ما نتونستیم یه مدل عوام پسند و جذاب هنری برای تفکرات درستمون ارائه بدیم و همیشه در قبال هجمه های فرهنگی موضع انفعالی باید از خودمون بگیریم و اینکه چرا عوام امروز جامعه ما وقتی اسم شهید و جنگ و انقلاب رو می شنوند جلوی ما گارد روشن فکری می گیرند و با دیده ی تحجر به ما نگاه می کنند و این که چرا ما نمی تونیم با غالب نسل جوون جامعه ارتباط برقرار کنیم و چرا جوون جامعه امروز یعنی جوونی که وسط جامعه اسلامی بزرگ شده فکر می کنه اسلام یعنی این که باید از لذت هایی که حقشه توی زندگی بگذره و بره یه گوشه ای زانوی غم بغل بگیره و عزاداری بکنه و همیشه هم یه چشمش اشک باشه و یه چشمش هم خون. صورت عکس ماجرا اون طرف قضیه است که خیلی راحت تونستند توی قلب های جوون های ما نفوذ کنند و تفکرات نداشته شون رو به راحتی توی ذهن و دل جامعه ما نفوذ بدند و تفکرات جامعه ی اسلامی ما رو کنار گوش ما جوری که خودشون می خوان تغییر بدند. به نظر شما چرا این اتفاق افتاده و ما چی کار می تونیم بکنیم

؟

بنویسید منتظر نظر و راهکارتون هستم قبلش با چند نفر از اون تیپ شخصیتی هم صحبت کنید و ببینید چی میگند و چرا می گند و ما چه چیزایی رو می دونیم که اونا نمی دونند و اونا چی می دونند که ما نمی دونیم دانشگاه محیط خوبی هست چون همه جور تیپ شخصیتی رو راحت می شه توش پیدا کرد البته توی یه پست دیگه بنویسید اینجا خیلی شلوغ شد... عجله ای هم برای نوشتن یه خرج ندید چون می خوام خوب فکر کنید در مورد کامنت قبلی هم اکثریت رو من هنوز تاکید دارم حداقل تو نسل جوان تهران امروز امروز تهران هم یعنی چند سال دیگه ی شهرستان ها منظورم از کتاب هم الهه ی ناز بود که بیشتر جنبه شوخی داشت